








![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برای مراسم مادربزرگم، از شهرستان مهمان داشتیم. یکی از این مهمانها، پسرکی ۵/۱ ساله بود به نام "امیرحسین" که خیلی تخس و بلا بود و ظاهرا امیرمهدی هم در مقابل شیطنتهایش، خیلی خیلی مهمان نوازی به خرج داده بود!!
اون روز من رفته بودم سر کار و زحمت مراقبت از امیرمهدی افتاده بود به گردن مادرم. این ها نقل قولهای مادرم است از مناسبات امیرمهدی و امیرحسین:
کنترل تلویزیون رو برداشت و دوید سمت امیرحسین: "نی نی! این چیه؟!"
مامان فاطمه: "مامان جان! اسمش امیرحسینه."
- نههههههههههههههه! نی نیه!
(حتی حاضر نبود به اسم صدایش کند!!)
امیرحسین بنده خدا هم ذوق زده آمده بود سراغ کنترل که پسرک پا به فرار گذاشت و پشت مامان فاطمه قایم شد!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پسرک در حال شماره گیری در بینی مبارک! پس از قدری جستجو و کاوش، گردالی مربوطه
را به سمت مامان فاطمه می گیرد: مامان فاطمه! بده نی نی بخوره!![]()
فدای این همه سخاوت و مهربونی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امیرمهدی: مامان فاطمه!
- جانم!
- نی نی سوسک بخوره؟!
- چی؟ نه مامان! کثیفه!
- نه! بخوره!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

وروجک ما- تابستان ۸۶- پارک ساعی
پ.ن: هر سال مهد امیرمهدی طرح کنترل سلامت اجرا می کنه و متخصصهای مختلفی بچه ها رو چک می کنند. امسال برایم نامه ای آمده که کارشناس گفتاردرمانی نوشته باید امیرمهدی رو ببرم برای گفتاردرمانی تا خدای نکرده برای مدرسه دچار مشکل نشه. حالم خیلی گرفته شد.
کسی مرکز گفتار درمانی یا متخصص خوب می شناسه که به من معرفی کنه؟ ممنون می شم