|
|
|
|
|
سلام دوستاي مهربون
ببخشيد كه اين چند وقت سر مي زدين و وبلاگ ما مثل برنامه هاي تلويزيون تكراري بود!! شرمنده ام از روي همه تون... به اينترنت دسترسي نداشتم و خلاصه كلي از قافله علم و تكنولوژي عقب افتاده بودم. اين يادداشت البته بايد براي تولد اميرمهدي گذاشته مي شد، ولي خب ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است!!! دومین سالگرد تولد امیرمهدی من روز 20 تیرماه یعنی چهارشنبه بود ولی خب از اونجایی که کارمندم و گرفتار، با بابایی تصمیم گرفتیم آخر هفته تولد بگیریم. نتیجه این که بعد از نظرسنجی از دایی و خاله و عمو و عمه برای شب جمعه تصویب شد. بدو بدو اومدم خونه ولی از شانس من خاله مريم گفت که باید سفارش طراحیشو تحویل بده و نمی تونه بمونه و بهم کمک کنه. هرچی امیرمهدی رو صدا کردم که بیا کیکت رو ببین، گوشش بدهکار نبود. فقط وقتی که شمع رو روشن کردم بدو اومد. این هم به خاطر علاقه وافرش به آتیشه!!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 3:26 بعد از ظهر توسط مامان اکرم
|
|
||